|
تازه ها هر هفته به روز مي شود
|
|
|
|
||||
reza osture |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
این بازی بسیار زیبا است.در این بازی شما باید سرعت گرفته و در هوا توسط کلید چپ یا راست بچرخیید.
» برای دانلود روی دانلود کلیک راست کرده و ... save Target Asرا انتخاب کنیید» برای اطلاعات بیشتر به flash-games.xm.com مراجعه بفرمایید |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خياروهلو و سيب جلوي شماست. بين اين 3 ميوه کدام را انتخاب مي کنيد؟ (تمرکز کنيد و جواب را در ذهن خود نگه داريد. حال ويژگيهاي شخصيّت خود را مطابق جوابتان در بايين صفحه بيابيد.) . . . جواب: اگر هلو را انتخاب کرديد مشخص مي شود شما فردي هستيد که هلو دوست دارد! اگر سيب را انتخاب کرديد مشخص مي شود شما فردي هستيد که سيب دوست دارد! اگر خيار را انتخاب کرديد مشخص مي شود شما فردي هستيد که خيار دوست دارد |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در 10 مارس 1975 در ايران/تهران متولد شد. او جوان ترين عضو خانواده بود و از پدر و مادرش لذت ميبرد و حالا او خوشحال هست و بچگي اش را توصيف ميکند. او به ياد مياورد که تمام اجتماعها و مهماني هايي را که پدر و مادرش در خانه تدارک ميديدند ( دوستان،خوشاوندان،همسايه ها ) تا با هم مخلوط بشوند ، دوست داشت. علي دوست داشت در اين مهماني ها بخواند و مردم برقصند. او تا موقعي که با بچه هاي هم سنش بازي ميکرد ، کشتي را خيلي دوست داشت. علي يک صفحه کليد اسباب بازي براي روز تولدش ، از پدرش هديه گرفت. عشق براي موسيقي به سرعت در علي جوانه زد و او شور و شوق زيادي داشت. او به زودي موفق شد که مقداري شهرت کسب کند. علي به زودي توانست در مهماني ها و تولد ها و عروسي ها آهنگ بنوازد. 3 سال بعد خانواده ي علي تصميم گرفتند به دانمارک برودند و در Copenhagen دانمارک اقامت کردند. و علي در 13 سالگي مجبور شد يک زبان جديد را ياد بگيرد و اين براي علي يک چالش باور نکردني بود. و علي تصميم گرفته بود که يک موسيقي دان حرفه اي شود و رويايش را دنبال کند. او ابتدا با دوره هاي مقدماتي جاز کارش رو شروع کرد. بعد ازفارغ التحصيل شدن دبيرستان ،علي ترديد داشت که وارد موسيقي دانمارکي شود. او در ادامه ي تحصيل خود برنامه ريزي کاملي کرد و به سرعت پيشرفت کرد. او مجبور بود براي آهنگ سازي به صفحه کليد ساده T Wouldn کفايت کند. به اين ترتيب و با غرض توانست چند دستگاه ديگر بخرد. او مجبور بود يکسره کار کند تا غرض ها را بپردازد. سپس علي يک کلوپ شبانه محلي را پيدا کرد که نياز به يک DJ داشت و او گرداننده آنجا شد. به اين ترتيب علي علاقه مند به موسيقي جديدي ( موسيقي کلوپي ) شد. او در سبک موسيقي کلوپي آلبوم اولش را آماده کرد و اين سکويي براي پيشرفت علي بود. در يکي از شبهاي نوامبر 1999 هنگامي که علي در کلوپ محلي سرگرم هنرنمايي بود ،چند نفر وارد کلوپ شدند و با سوت ميسيقي زيبايي را نواختند. و به طور ناگهاني اين فکر در سر علي افتاد که موسيقي تکنو را با سوت مخلوط کند. و به سرعت به استديو ضبط رفت و بيشتر از 5 ساعت تمرين کرد. او ايمان داشت اين اين کار ممکن است و با استفاده از تمرينات قبليش توانست موزيک جذابي بسازد. و موسيقي خودش را با نام Whistle به بيشتر شرکتهاي باسابقه در دانمارک نشان داد ،ولي هيچ کدام ارزش اين کار را درک نکردند. ولي او يک نقشه داشت ،او بيش از 180 نسخه از Whistle را روي يک لوح فشرده (MP3) ضبط کرد و اين محصول را به تمام دي جي هاي معروف دانمارک فرستاد و نظر آنها را پرسيد. و به سرعت همين موزيک او معروف شد و مردم خيلي اين ترانه ي او را دوست داشتند. و حالا زمان آن رسيده بود که که ترانه ي Whistle او معروف شود. Kenneth Bager (اسپانسر علي) ترديد داشت که کار با علي راشروع کند و با او تماس بگيرد. Kenneth بالاخره تصميم خودش را گرفت و يک برچسب جزئي FLEX (صدا) تهيه کرد که توسط EMI Records که با سابقه ترين شرک در دنيا بود آماده شد. و در آن زمان خيلي از شرکتها به پيشنهادهاي رنگارنگ به علي نظر دادند که مورد توجه او واقع نشدند چون او بايد بهترين پيشنهادها را ميگرفت. سرانجام Kenneth بهترين پيشنهاد را به او داد بنابراين او قرار داد با FLEX/EMI Records را امضا کرد. دي جي علي گيتور براي آولين بار به طور رسمي و بين المللي موزيک Whistle را اجرا کرد و تمامي رکوردها شکسته شد. در نمودار فروش موزيک هاي دانمارکي در 14 و 16 و 8 هفته دي جي علي گيتور اول و دي جي هاي مجرد دوم و ساير دي جي ها سوم شدند. به علاوه در نمودارهاي ديگر در بيشتر کشورهاي اروپايي ترانه هاي Whistle و LoIIipop و Turn بالاترين آمار را در کل اروپا از آن خود کردند. و علي اين گونه خيلي محبوبيت کسب کرد و آلبومش را PayBack ناميد و از اين آلبوم او بيش از 1000 نسخه منتشر شد. از زماني که پروژه دي جي علي گيتور محبوبيت بسياري کسب کرد او در بيش از 30 کشور جهان اين ترانه ها را دوباره اجرا کرد. ترانه ي Whistle در انگلستان به دست دي جي مجرد بين المللي شد و ثبت گرديد. علي براي آخرين بار ترانه ي Whistle را در انگلستان به همراه خواننده هاي معروف انگليسي (Pink ، Celebes ، Enrique ، Brithey ) اجرا کرد. با اين موفقيت علي تصميم گرفت تا آلبوم دوم خودش رو با نام Sound Of Ccandinavia منتشر کند. اين آلبوم موفقيت هاني پيدا کرد و در زمان Payback2 فروشي بيش از ميليونها نسخه جهاني داشت. اين پروژه بيش از 6 ميليون نسخه از همه جاي کره ي زمين فروش داشته است. دي جي علي گيتور چندين بار دي دانمارک به خاطر ساختن آهنگ هاي کلوپي از طرف MTV جايزه گرفته است. امروزه علي به صورت يک هنرمند بين المللي در آمده است. و حالا هم ميبينيم که چگونه يک پسر 13 ساله به هدفهايي که در سر داشته در يک کشور بيگانه رسيده است. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چرا از کودکی در گوش ما خواندن |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
1. فکر کنید خوابیده اید و خواب می بینید. در خواب خود را در خانه ای ایده آل مییابید. این خانه چه شکلی دارد؟ آن را توصیف کنید. 2. حال کنار جاده ای باریک در حال قدم زدن هستید. ناگهان یک فنجان/لیوان/کوزه ی آب را روی زمین در مقابلتان می یابید. چه شکل دارد؟ چه چیز در آن است؟ 3. راه تمام می شود و شما وارد جنگلی می شوید. تقریباً راهی دراز را می پیمایید تا به زمینی مسطح می رسید. در وسط این زمین ساختمانی وجود دارد. این ساختمان چه نوع ساختمانی است؟ 4. اطراف ساختمان را باغی پوشانده است. این باغ را توصیف کنید. 5. از این باغ بیرون آمده و دوباره راه جنگل را پیش می گیرید. در کنار جنگل دیواری وجود دارد. این دیوار آنقدر بلند است که نمی توان از آن بالا رفت و آنقدر طولانی است که نمی توان آن را دور زد. ناگهان متوجه در کوچکی در دیوار می شوید. همینطور که به آن نگاه می کنید، در به آرامی باز می شود. شما چه می کنید؟ آیا از آن رد می شوید؟ 6. در طرف دیگر دیوار، آب است. این آب به چه صورتی است؟ آیا می خواهید در آن شنا کنید؟ تفسیر حال ببینید که این تصورات و مناظر نمایانگر چه بوده اند و سعی کنید پاسخ هایتان را تحلیل کنید .خانه خانه نمایانگر دیدگاه شما نسبت به خودتان است. اگر خانه تان قدیمی باشد، احتمالاً شما فردی هستید که از تغییر و دگرگونی خوشتان نمی آید و به چیزهای سنتی علاقمندید. اگر خانه تان بزرگ باشد، نشانگر اطمینان و اعتماد به نفستان است. اگر پر نور و روشن باشد، فردی خوشبین هستید و اگر تاریک و کم نور باشد فردی بدبین هستید. تعداد اتاقهای خانه نمایانگر تعداد افرادی است که دوست دارید در زندگی شما باشند .لیوان لیوان نمایانگر دیدگاه شما به عشق است. هر چه این لیوان زیباتر و گرانبهاتر باشد، همانقدر عشق در زندگی شما اهمیت بیشتری دارد و شما فرد رمانتیکی هستید. محتویات لیوان نشان می دهد که تجربیات شما تا به حال در عشق چگونه بوده است .ساختمان ساختمان نمایانگر دیدگاه شما نسبت به مذهب و خدا است. یک ساختمان محکم و استوار نمایانگر باوری قوی و استوار است. اما اگر ساختمان خرابه و متروک باشد، شما باوری ضعیف به مذهب دارید .باغ باغ نمایانگر دیدگاه شما نسبت به دنیای اطرافتان است، کشورتان و یا سراسر جهان. اگر درخت ها و گل های باغ شما رو به خشک شدن باشند، این به آن معناست که شما نگران دنیای اطراف یا آلودگی محیط زیست هستید .دیوار دیوار نمایانگر دیدگاه شما نسبت به مرگ است. اینکه آیا مرگ برای شما پایان همه چیز است و یا چیزی پسِ آن می بینید. آیا مستقیم به سمت در می روید یا قبل از رفتن اطراف را بررسی می کنید؟ یا شاید هم اصلاً وارد آن نمی شوید!؟ آب آب نمایانگر دیدگاه شما نسبت به آینده تان است. اگر آب را به صورت دریایی پر موج می بینید، نسبت به آینده تان احساس خوبی دارید و مثبت فکر میکنید. اگر بخواهید که در آن آب شنا کنید، اعتماد به نفس دارید و در زندگی ریسک می کنید. اگر آب را به صورت حوضی راکد ببینید، احتمالاً از آینده ی خود و آینده جهان ترس دارید . |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هشت موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت انيشتن، كه شما هيچ گاه آنان را نمي دانستيد. بله،همگي ما مي دانيم كه انيشتن اين فرمول[e=mc2] را كشف كرد. اما واقعيت آن است كه چيز هاي كمي در مورد زندگي خصوصي اش مي دانيم،خودتان را بااين هشت مورد،شگفت زده كنيد! 1-اوبا سر بزرگ متولد شد وقتي انيشتن به دنيا آمد او خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه مادر وي تصور مي كرد، فرزندش ناقص است،اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه هاي طبيعي بازگشت. 2-حافظه اش به خوبي آنچه تصور مي شود، نبود مطمئنا انيشتن مي توانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ كند،اما براي به ياد آوري چيز هاي معمولي واقعا حافظه ضعيفي داشته است. او يكي از بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد عزيزان بود و عذر و بهانه اش براي اين فراموشكاري، مختص دانستن آن [تولد ]براي بچه هاي كوچك بود. 3-او ازداستانهاي علمي-تخيلي متنفر بود انيشتن از داستانهاي تخيلي بيزار بود. زيرا كه احساس مي كرد ،آنها باعث تغيير درك عامه مردم ازعلم مي شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيز هايي كه حقيقتا نمي توانند اتفاق بيفتند ميدهد. به بيان او "من هرگزدر مورد آينده فكر نمي كنم،زيراكه آن به زودي مي آيد. به اين دليل او احساس مي كرد كساني كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي بينّند بايد تجربه هايشان را براي خود نگه دارند. 4-او در آزمون ورودي دانشگاه اش رد شد درسال 1895 در سن 17 سالگي،انيشتن كه قطعا يكي از بزرگترين نوابغي است،كه تا كنون متولد شده،در آزمون ورودي دانشگاه فدرال پلي تكنيك سوييس رد شد. در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافي رد شد.وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛او گفت:آنها بي نهايت كسل كننده بودند، و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را در خود آحساس نمي كرد. 5 علاقه اي به پوشيدن جوراب نداشت-انيشتن انيشتن در سنين جواني يافته بود كه شصت پا باعث ايجاد سوراخ در جوراب مي شود.سپس تصميم گرفت كه ديگر جوراب به پا نكند و اين عادت تا زمان مرگش ادامه داشت. علاوه بر اين او هرگز براي خوشايند و عدم خوشايند ديگران لباس نمي پوشيد، او عقيده داشت يا مردم اورا مي شناسند و يا نمي شناسند.پس اين مورد قبول واقع شدن[آن هم از روي پوشش] چه اهميتي ميتواند داشته باشد؟ 6-او فقط يكبار رانندگي كرد انيشتن براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه، از راننده مورد اطمينان اش كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين اورا هدايت مي كرد، بلكه هميشه در طول سخنراني ها در ميان،شنوندگان حضور داشت. انيشتن، سخنراني مخصوص به خود را انجام مي داد و بيشتر اوقات راننده اش، بطور دقيقي آنها را حفظ مي كرد. يك روز انيشتن در حالي كه در راه دانشگاه بود، باصداي بلند در ماشين پرسيد:چه كسي احساس خستگي مي كند؟ عدم شباهت آنها مسئله خاصي نبود.انيشتن تنها در يك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهي كه وقتي براي سخنراني داشت، كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانست او را از راننده اصلي تمييز دهد. او قبول كرد، اماكمي ترديد در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخي خواهد داد، در درونش داشت. به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور انيشتن درست از آب در آمد.دانشجويان در پايان سخنراني انيتشن جعلي شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند. در اين حين راننده باهوش گفت "سوالات بقدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ گويد"سپس انيشتن از ميان حضار برخواست وبه راحتي به سوالات پاسخ داد،به حدي كه باعث شگفتي حضار شد. 7-الهام گر او يك قطب نما بود انيشتن در سنين نوجواني يك قطب نمابه عنوان هديه تولد از پدرش دريافت كرده بود. 8-راز نهفته در نبوغ او بعد از مرگ انيشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروي براي تحقيقات برداشته شد. علاوه بر اينها مغز او داراي تراكم و چگالي زيادي بوده است و همينطور قطعه آهيانه پاييني داراي توانايي همكاري بيشتر با بخش تجزيه و تحليل رياضيات است |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حالا بریم سراغ یک بازی جالب دیگه این بازی اینجوریه که شما چند تا فلش دارین که میتونین در مسیر یه گاو بزارین و گاو بر اساس اون حرکت میکنه و هدف اینه گاو به جام طلایی برسه بعد از اینکه فلش های راهنما رو در مسیر گاو قرار دادین با فشار دکمه Run گاو شروع به حرکت میکنه |
|||||
|
|||||